Way you Read

  • حاج متی
  • سه شنبه ۲۸ شهریور ۹۶

ظلمت

چه گریزیت ز من؟

چه شتابیت به راه؟

به چه خواهی بردن

در شبی این همه تاریک پناه؟


مرمرین پلهٔ آن غرفهٔ عاج

ای دریغا که زما بس دور است

لحظه ها را دریاب

چشم فردا کور است


نه چراغیست در آن پایان

هر چه از دور نمایانست

شاید آن نقطهٔ نورانی

چشم گرگان بیابانست


مِی فرومانده به جام

سر به سجاده نهادن تا کی

او در اینجاست نهان

می درخشد در مِی


گر به هم آویزیم

ما دو سرگشتهٔ تنها ، چون موج

به پناهی که تو می جویی ، خواهیم رسید

اندر آن لحظهٔ جادویی اوج!


فروغ فرخزاد

  • حاج متی
  • دوشنبه ۲۷ شهریور ۹۶

دروغ، کالای پرفروش قرن

مدتی بود که روزگار سختی را می‌گذراندم.

رفتار‌های احمقانه‌ی دیگران عصبی‌ام می‌کرد.

از این می‌ترسیدم که با گذر زمان خود من هم مانند آنها رفتار کنم.

از مخفی کردن شخصیتم در برابر این و آن خسته شده بودم؛ نمی‌توانستم تحمل کنم.

افرادی را می‌شناختیم که خود را از دورویی و دروغ مبرا می‌دانستند اما خود آنها ترویجش می‌کردند.

به همه به جز خودشان شک داشتند و همیشه در این فکر بودند که شاید کسی به آنها دروغ گفته است و از صداقت آنها سوءاستفاده کرده است، به همین دلیل دست پیش را می‌گرفتند و شروع می‌کردند به سوال‌پیچ کردن دیگران اما با این کار خیانت را ساده‌تر می‌کردند.

افراد دیگر نیز از این دروغ‌‌ها سود می‌برند:

از تبلیغات لاغری تا زاهدنماهایی که با پاک نشان دادن خود مردم(گناه‌کاران!) را زیر پای خود به می‌کردند.

روزی وجود نداشت که در زمان راه رفتن در خیابان‌های شهر دروغ نشنوم.

شاید مثل همه این مردم منتظر روزی بودم که «روز بدون دروغ» را در تقویم‌ها ثبت کنند؛ شاید بتوانیم بدون این نقاب نفرت‌انگیز بخندیم، بگرییم، بدویم و نفس بکشیم.

در جامعه‌ای زندگی می‌کردم که حتی به خودشان هم دروغ می‌گفتند.

برای سیاستمداری که اراجیف تحویل‌شان می‌داد دست می‌زدند و «روز هوای پاک» را با اتومبیل‌هایشان جشن می‌گرفتند.

دانش و منطق را پاس می‌داشتند اما دعا می‌نوشتند و جادو و جمبل می‌کردند.

دین و مذهب را اختیاری می‌دانستند ولی هر کس که به دین آنها اعتقادی نداشت کافر می‌خواندند.

در این مزرعه دروغ می‌کاشتند و حسادت و نفاق درو می‌کردند؛ و عجب بادنجان بی‌آفتی بود.

  • حاج متی
  • پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶

آینده در نظر من

همیشه با چیزی هایی که در مورد آینده به من می گفتند مخالف بودم.

آینده را من نمی سازم بلکه انتخابش می کنم از بین انتخاب هایی که دارم؛ عوامل مختلف در ساختن آینده من دخیل اند و من می توانم آینده بهتر را برای خودم انتخاب کنم.

انتخاب هایی که محدودند؛ عرف، شرع، قانون، مصلحت، اجتماع و منطق آنها را محدود کرده است.

انتخاب های من شخصی نیست، بلکه حتی کوچکترین آنها شدیداً روی آینده دیگران تأثیر می گذارد؛ این باعث می شود که تصمیم های عاقلانه تری بگیرم.

من به سمت فردا نمی روم بلکه او به سمت من می آید؛ پس من نمی توانم زمانی که مشکلات روی سرم آوار شده است سریعتر به سمت آینده فرار کنم، باید شکیبا باشم.

و فقط سوالی مرا درگیر خود کرده، آیا در آینده چیز بهتری انتظارمان را می کشد؟

  • حاج متی
  • دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۶

پشیمانم

گلو دردم از فریاد هایی که نزدم

چشمانم قرمز است از اشک هایی که نریختم

ناامیدم از انتخاب هایی که نکردم

پریشانم از محبتی که به دیگران نبخشیدم

پشیمانم از سخنانی که به لب نیاوردم

  • حاج متی
  • پنجشنبه ۲ شهریور ۹۶

ناله

اگر از تولد تا مرگ نور ناله میکنم، فقط یک دلیل دارد؛ مخاطب حرفهایم ناشنواست.

  • حاج متی
  • شنبه ۲۸ مرداد ۹۶

موج

به دریا شکوه بردم از شب دشت

و این عمری  که تلخ تلخ بگذشت

به هر موجی که می گفتم غم خویش

سری می زد به سنگ و باز می گشت


فریدون مشیری

  • حاج متی
  • شنبه ۲۸ مرداد ۹۶

ساعت

ساعت چیست؟
من زمانم را با صدای پایت هنگام دویدن در دشت اندازه می گیرم.
لحظه ای بایست تا بدون ترس از گذر زمان خیره نگاهت کنم.
فقط یک لحظه درنگ کن.

  • حاج متی
  • پنجشنبه ۲۶ مرداد ۹۶

نَشُد

کشیدم که چهره ات را ثبت کنم، نشد.

نوشتم که سخنت شعر شود، نشد.

ترانه خواندم که ملودی خنده هایت را یادآور شوم، نشد.

از همه فرار کردم که تنهاییت را درک کنم، نشد.

سخنی نگفتم که غرورت را تحمل کنم، نشد.

  • حاج متی
  • پنجشنبه ۲۶ مرداد ۹۶

منظم و کلیشه ای

تیک تیک عقربه های ساعت برایم عذاب آور است، منظم و یکنواخت.
باعث می شود به یادآورم که منتظرم، منتظر کسی که نخواهد آمد،
به یادآورم که اگر قدمی برداشته بودم این نظم در هم می شکست،
که نمی خواهم یک لحظه بدون او اینجا بمانم،
که از تکرار این صدا، این لحظات و این روزمرگی بیزارم،
و که...

  • حاج متی
  • چهارشنبه ۲۵ مرداد ۹۶
     
من حاج متی هستم و بعد از سری اتفاقاتی تصمیم به نوشتن مطالبی که به ذهنم میرسه یا نظرمو جلب میکنن گرفتم.
موضوعات
پیام‌های‌ کوتاه